الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

100

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

خداوند مىفرمايد : « وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ « 1 » » ( 1 ) به شگفت آمدند كه چرا هشداردهنده‌اى از ميان خودشان بر آنها فرستاده شده و كافران گفتند : « اين جادوگرى كذّاب است . آيا همهء معبودها را يك معبود كرده است ؟ واقعا عجيب است » بزرگانشان راهى شدند و گفتند : « برويد و بر پرستش خدايانتان پايدار باشيد كه مطلوب همه اين است . ما چنين سخنى از آخرين ملت پيشين نشنيده‌ايم و اين جز دروغ ، چيزى نيست . ( 2 ) هنگامى كه ايران به خاطر استقلال عقيدتى از روم مسيحى ، دين زرتشتى ( مجوسيت ) را به عنوان دين رسمى خويش انتخاب كرد « 2 » و از آنجا كه اين دو ابر قدرت در جنگ و رقابت دائمى بودند ؛ طبيعى بود كه ايران سعى كند كه عقيدهء دوگانه‌پرستى را در ميان ملت‌ها و اقوام مغلوب و تحت سلطه‌اش ترويج كند ، براى همين عقيدهء مجوسيّت در ميان بعضى از قبايل تميم و بحرين و عمان و يمن « 3 » منتشر شده بود و ما مىدانيم كه گبرهاى مجوس ، دوگانه‌پرست بوده‌اند و به دو إله باور داشته‌اند كه جهان را اداره مىكردند : إله خير و نور كه يزدان است و إله شرّ و ظلمت كه اهريمن است . ( 3 ) امّا اكثر عرب در جاهليت چندگانه‌پرست بودند و به نيروهاى الهيّه بسيارى باور داشته‌اند كه در مظاهر طبيعت جلوه‌گر مىشوند و به نيروهاى پنهان بسيارى عقيده‌مند بودند كه در بعضى از جانوران و گياهان و حتى جمادات جلوه‌گر مىشدند . آنها بت‌ها و مظاهر بسيارى را مىپرستيدند و آنها را رمزى براى آن الهه‌ها مىدانستند و از جمله ستارگان و سياره‌ها را مىپرستيدند . ( 4 ) عرب‌هاى جنوب در يمن آلهه‌هاى خويش را به ثالوث مقدس كه همان ماه و خورشيد و زهره بود ؛ بر مىگرداندند . قمر كه اسمش نزد معينىها ( در اوائل هزارهء قبل از ميلاد ) « 4 » ودّ بود و الههء بزرگشان بود كه شوهر محسوب مىشد و براى همين لفظ آن هم مذكر بوده است . بعد از آن شمس قرار داشته كه لات ناميده مىشده و داراى تاء تأنيث بوده و چون آن را همسر قمر

--> ( 1 ) . ص ( 38 ) ، 4 - 7 . ( 2 ) . اسلام و ايران ، ج 1 ، ص 836 به بعد . ( 3 ) . تاريخ العرب قبل الاسلام ، ج 6 ص 284 و بعد از آن . ( 4 ) . شوقى ضعيف ، عصر جاهلى ، ص 25 .